برای خواهر مجاهدم آیات القرمزی
 که زینب گونه در مقابل یزیدیان ایستاد ...


ای شعر تو روشنگر خاموشی ها
رسواگر آل ظلم و سرپوشی ها
آن خطبه ی پرشور تو در یاد آورد
زهرا و مدینه و فراموشی ها

از غیرت و خشم و غم لبالب بودی
روشنگر داغ و غربت شب بودی
در عرصه ی آزادگی و صبر و قیام
شاگرد کلاس درس زینب بودی

سید مهدی مرتضوی



اف بر این دنیا که در آن ناموس شیعه امان ندارد

و فاسد ترین ها و فاجر ترین ها

 راست راست راه می روند

با صد تا محافظ

یاد گل گفته های مولا افتادم "‌خلخال از پای زنی... " اگر دق کند ..."

چرا ما دق نمی کنیم؟‌

"آیات القرمزی" ای دختر شیعه

ای شاعره ی آزاد

نفسم می گیرد وقتی می بینم

تو را محاصره کرده اند و ...

آنوقت ما در گیر برنامه های طنز هستیم

که مبادا روح لطیفمان لکه بردارد

دانشگاهیانمان که میان "‌ایسم " ها گیر کرده اند

و حوزوی هایمان هم میان " زید و امر"

نمی دانم...

حتما به قول سید مرتضی زمان ما را با خود برده است...

اف بر این زندگی

که رگهای شهادت در آن خشک شده

و ما لنگ ثروت بیشتریم و

لپتاپ و تبلت و خانه و ...

ولی من یادم نمی رود که

اقا روح الله گفت همه چیز ما فدای اسلام...

"آیات القرمزی"

ای مجروح شیعه

تو زخم هزار و سیصد و اندی سال غربت علی را به صورتت

و بر تن نحیفت داری...

اف بر مسلمانی ما اگر تو را فراموش کنیم

نفسم می گیرد

نه برای تو

که برای بی تفاوتی خودمان

که دیگر از اخبار بحرین و ... خسته شده ایم

متن از دوست خوبم میثم غلامی

 zire-baran.persianblog.ir




برچسب ها :
بحرین ,  شاعره ,  آیات ,  القرمزی ,  آیات القرمزی ,  انقلاب ,  اسلام ,  اسلامی ,  ایران ,  امام ,  خمینی ,  خامنه ای ,  تونس ,  مصر ,  لیبی ,  یمن ,  خاورمیانه ,  لؤلؤ ,  شعر ,  پوستر , 

موضوع :
گرافیک ,